تبلیغات
یا مهدی(عج) مددی

آیه 19 سوره مبارکه نمل

نویسنده :happy autmn
تاریخ:شنبه 20 اردیبهشت 1393-06:42 ب.ظ

خییییییلی جالب و انسان سازه و آدم میتونه الگو بگیره....

با دقت بخونین:

آیه شماره 19  از سوره مبارکه نمل:



 فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَى وَالِدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ


 صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِكَ فِی عِبَادِكَ الصَّالِحِینَ




ترجمه:

از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‏اى سپاس بگزارم و به كار شایسته‏اى كه آن را مى‏پسندى بپردازم و مرا به رحمت‏خویش در میان بندگان شایسته‏ات داخل كن





تفسیر:

یكى از اصول و شرایط رهبرى و مدیریّت، سعه‏ى صدر است. حضرت سلیمان جمله‏ى «لایشعرون» را آن هم از مورچه‏اى مى‏شنود، ولى به روى خود نمى‏آورد و لبخند مى‏زند. «فتبسّم»


h
نتقاد وحرف حقّ را از هر كس بشنوید و از آن استقبال كنید. (سلیمان سخن مورچه را پسندید) «فتبسّم» انتقادپذیرى، یك ارزش است.


خداوند اولیاى خود را تحت تربیت مخصوص خود قرار مى‏دهد. «و هم لایشعرون - فتبسّم» خداوند، سلیمان را با آن مقام و سلطنتش گرفتار حرف یك مورچه مى‏كند تا بدین وسیله در وجود او تعادل برقرار كند.


زمانى باید شاد و خندان باشیم كه حتّى مورچه‏ها به عدالت ما امیدوار باشند. «و هم لایشعرون - فتبسّم»


خنده‏ى انبیا، تبسّم است نه قهقهه. سلیمان در حالى كه خنده‏اش گرفته بود، تبسّم كرد. «فتبسّم ضاحكا»


سلیمان سخنان مورچه را فهمید و به زیردستان خود توجّه كرد. «من قولها»


دعا، مخصوص هنگام اضطرار نیست؛ انبیا در اوج عظمت و قدرت دعا مى‏كردند. «ربّ»


توفیق شكرگزارى را از خدا بخواهیم. «ربّ اوزعنى أن اشكر»


انسان در برابر نعمت‏هایى كه تاكنون به او رسیده باید شكر كند و در برابر مسئولیّت آینده باید به فكر عمل صالح و جلب رضاى خدا و ملحق شدن به نیكان باشد. «اشكر - اعمل صالحا ...»


فرزندان، هم باید در مقابل نعمت‏هایى كه خداوند به آنان داده شكر كنند و هم در مقابل نعمت‏هایى كه به والدین آنان داده است. «علىّ و على والدىّ»


شكر خدا تنها با زبان نیست، عمل صالح و استفاده‏ى صحیح از نعمت‏ها نیز شكر الهى است. «اشكر... اعمل صالحا»


سلیمان با آن كه لشكریان فراوان و حاكمیّت قوى دارد و زبان حیوانات را نیز مى‏داند، باز به فكر عمل صالح است نه به دنبال لذّت و توسعه‏ى قدرت و افتخار. «اعمل صالحا»


دعا وتلاش حاكمان باید براى انجام كار خوب باشد. «اعمل صالحا»


كار، به شرطى نیك است كه خداپسند باشد. «صالحاً ترضاه»


كار نیكى ارزش دارد كه رضاى خدا را جلب كند، نه فقط رضاى مردم را. «صالحاً ترضاه»


عالى‏ترین مقصد در حكومت صالحان، رضاى خداست. «ترضاه»


زندگى در جامعه صالح ارزش است، نه زندگى در میان مردم ناصالح، آن هم به خاطر رفاه یا درآمد و لذّت. «ادخلنى... فى عبادك الصالحین»


برخوردارى از امكانات، و قدرت امروز خود را نشانه‏ى رسیدن به رحمت الهى ندانید و براى رشد و تعالى خود دعا كنید. «و ادخلنى»


امكانات انسان، نتیجه‏ى كار او نیست بلكه از رحمت الهى سرچشمه مى‏گیرد. «برحمتك»


هر كس، در هر شرایطى باید به رحمت الهى متوسّل شود، حتّى پیامبران.«برحمتك»






نوع مطلب : ❤❤قرآن کریم❤❤ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

صدای تو بر من مخفی نیست....

نویسنده :happy autmn
تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1393-10:46 ب.ظ

یا سمیع

صدای تو بر من مخفی نیست


آنگاه که حضرت داود علیه السلام به حج آمد چون به عرفات حاضر شد و کثرت مردم را در عرفات مشاهده کرد، بالای کوه رفت و تنها مشغول دعا و راز و نیاز شد.
چون از مناسک حج فارغ شد، جبرئیل به نزد او آمد و گفت :ای داود! پروردگارت می فرماید: چرا بالای کوه رفتی ؟ آیا گمان کردی که صدائی به سبب صدای دیگر بر من مخفی می گردد؟سپس جبرئیل داود را به سوی (جدّه ) و از آنجا او را به دریا بُرد تا رسید به سنگی و آن را شکافت ، ناگاه در آن سنگ کرمی ظاهر شد، آنگاه جبرئیل گفت : ای داود! پروردگارت می فرماید که :

صدای این کرم را در میان این سنگ در قعر این دریا می شنوم و غافل نیستم ، تو گمان کردی که صداهای بسیار، مانع شنیدن صدای تو می شود؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نابینائی كه امام را دید

نویسنده :happy autmn
تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1393-10:45 ب.ظ

نابینائی كه امام را دید


ابوبصیر می گوید: همراه امام باقر (علیه السلام) در مدینه وارد مسجد شدیم ،

مردم در رفت و آمد بودند، امام به من فرمود: از مردم بپرس ، آیا مرا

می بینند؟ از هر كس سوال كردم پاسخ داد ابوجعفر را ندیدم ، امام در كنارم ایستاده بود،،

در اینحال یكی از دوستان حقیقی امام كه نابینا بود و

ابوهارون نام داشت به مجلس آمد، امام فرمود: از او نیز بپرس . ابوبصیر گوید:

ابوهارون پرسیدم آیا ابوجعفر باقر العلوم را دیدی ؟ گفت : مگر كنار تو

نایستاده است . گفتم : چگونه فهمیدی ؟ گفت :

چگونه ندانم ، در حالی كه او نور درخشنده و تابان است


داستان صاحبدلان / محمد محمدی اشتهاردی


askdin.com




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بچه شیعه باس 170

نویسنده :happy autmn
تاریخ:شنبه 13 اردیبهشت 1393-08:43 ب.ظ

امام رضا -علیه السلام- میفرمایند : 

هر كس از خدا توفیق بخواهد و تلاش نكند ، خود را مسخره كرده است .

• میزان الحكمه ، ح 2790 •




نوع مطلب : ❤❤مطالب زیبا❤❤ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا نمیدانید که خداوند شما را می بیند؟

نویسنده :happy autmn
تاریخ:شنبه 13 اردیبهشت 1393-08:32 ب.ظ

آیا نمیدانید که مسلماً، خداوند می بیند؟

سوره علق - آیه 14




منبع:http://bacheshiebas.blogfa.com/



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

....ولادت امام محمد باقر(علیه السلام) تبریک......

نویسنده :happy autmn
تاریخ:جمعه 12 اردیبهشت 1393-12:10 ق.ظ

ولادت امام محمد باقر(علیه السلام) را به همه علی الخصوص به امام زمان(عج) تبریک عرض میکنم.
امشب هم لیله الرغائبه.
التماس دعای فراوان





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

توی بال فرشته ها انگار

نویسنده :happy autmn
تاریخ:یکشنبه 31 فروردین 1393-03:47 ب.ظ

 

 

توی بال  ِ فرشته ها انگار

حفظ وقت ِ عبور می آیی

کوری ِ چشمهای بی عفت

مثل یک کوه  نور می آیی




نوع مطلب : ❤❤عفاف وحجاب❤❤ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بوی زهرا و مریم و هاجر.

نویسنده :happy autmn
تاریخ:یکشنبه 31 فروردین 1393-03:46 ب.ظ


بوی  ِ زهرا و مریم و هاجر

از پر ِ چادرت سرازیر است

بشکند آن قلم که بنویسد:

"دِمُدِه گشت و دست و پا گیر" است

 




نوع مطلب : ❤❤عفاف وحجاب❤❤ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قضای نماز نافله

نویسنده :happy autmn
تاریخ:جمعه 29 فروردین 1393-09:35 ب.ظ

یا نور و یا قدوس

قضای نماز نافله
هیچ نماز نافله‏ای در طول مدت عمر امام علیه‏السلام از آن حضرت فوت نشد و اگر نافله‏ای از نوافل روز قضا می‏شد در شب قضای آن را به جا می‏آورد و پسرانش را به این عمل سفارش می‏کرد و می‏فرمود: «پسران من! البته این عمل بر شما واجب نیست اما من دوست دارم که هر کدام از شما که به کار نیکی عادت کردید، آن را ادامه دهید.» [1] . 

پی نوشت ها: 
[1] صفة الصفوه: 2 / 53.

منبع: تحلیلی از زندگانی امام سجاد (جلد 1)؛ باقر شریف قرشی مترجم محمد رضا عطائی؛ کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام 1372.


با تشکر از وبلاگ:http://4thimam.mihanblog.com



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رزق معنوی....6 تا جمله قشنگ

نویسنده :happy autmn
تاریخ:جمعه 29 فروردین 1393-09:22 ب.ظ

1-بعد از خدا تمام هست ما در گرو جلب رضایت 5+1 است اما نه این قدرتهای پوشالی ، 5 تن آل عبا + 1 انسان کامل از نسل ایشان!

2-

هر جا می رویم میبینیم بالای میز خود نوشته اند:
هدف ما جلب رضایت شماست...!!!
هدف ما جلب رضایت مشتری است...!!!
ای کاش همه می نوشتند:
هدف ما جلب رضایت خداست...

3-



4-

خدایا دوستت دارم

نگاهم رو به سمتِ تو ؛ شبم آیینه ی ماهه
دارم نزدیکتر میشم ؛ یکم تا آسمون راهه

به دستای نیازِ من ؛ نگاهی کن ازون بالا
من این آرامشه محضو ؛ به تو مدیونم این روزا

تو دیدی من خطا کردم ؛ دلم گُم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده ؛ به آغوشه تو برگردم

تو حتی از خودم بهتر ؛ غریبی هامو میشناسی
نمیخوام چترِ دنیارو ؛ که تو بارونِ احساسی

خدایا دوستت دارم ؛ واسه هرچی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که ؛ ازم حالم رو پرسیدی

بازم چشمامو می بندم ؛ که خوبی هاتو بشمارم
نمیتونم ! فقط میگم : خدایا دوستت دارم . . .

5-


گاهی اگر دعایت مستجاب نشد، برو و گوشه ای بنشین...
زانوهایت را بغل بگیر و یک دل سیر گریه کن...
شاید لازم باشید میان گریه هایت بگویی«اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعاء»
خدایا! ببخش آن گناهانیم را که دعایم را حبس کرده است...



6-

بارخدایا

اطاعت پدر و مادر و نیكی به آنان را از خواب كسانیكه بی خوابی كشیده اند

و جگرسوختگانی كه آب خنك نوشند، برایم خوشتر ساز

تا خواسته آنان را بر خواسته خویش برتری دهم

و خشنودیشان را بر خشنودی خویش مقدم دارم،

نیكی آنان را در حق خود هرچند اندك بود بسیار شمرم

و مهربانی خود را در حق آنان هر چند بسیار بود اندك دانم.


دعای 24 صحیفه سجادیه





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خواب بودم خواب دیدم مرده ام......

نویسنده :happy autmn
تاریخ:جمعه 29 فروردین 1393-09:03 ب.ظ

یا خیر حبیب ومحبوب

بچه ها این شعر پایین فوق الآده قشنگه!!!!

***


خواب بودم، خواب دیدم مرده ام
بی نهایت خسته و افسرده ام

تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

روی من خروارها از خاک بود
وای، قبر من چه وحشتناک بود!

بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود

هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت

خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد

نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی

ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب

آمدند از راه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟

گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود
لرزه بر اندام من افتاده بود!

هر چه کردم سعی تا گویم جواب
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب

از سکوتم آن دو گشته خشمگین
رفت بالا گرزهای آتشین

قبر من پر گشته بود از نار و دود
بار دیگر با غضب پرسش نمود:

ای گنه کار سیه دل، بسته پر
نام اربابان خود یک یک ببر

گوئیا لب ها به هم چسبیده بود
گوش گویا نامشان نشنیده بود

نامهای خوبشان از یاد رفت
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت

چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد
بار دیگر بر سرم فریاد کرد:

در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو

هر چه می کردم به اعمالم نگاه
کوله بارم بود مملو از گناه

کارهای زشت من بسیار بود
بر زبان آوردنش دشوار بود

چاره ای جز لب فرو بستن نبود
گرز آتش بر سرم آمد فرود

عمق جانم از حرارت آب شد
روحم از فرط الم بی تاب شد

چون ملائک نا امید از من شدند
حرف آخر را چنین با من زدند:

عمر خود را ای جوان کردی تباه
نامه اعمال تو باشد سیاه

ما که ماموران حق داوریم
پس تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود

نا امید از هرکجا و دل فکار
می کشیدندم به خِفّت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد
از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان
دیگران چون نجم و او چون کهکشان

صورتش خورشید بود و غرق نور
جام چشمانش پر از خمر طهور

لب که نه، سرچشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات

چشمهایش زندگانی می سرود
درد را از قلب انسان می زدود

بر سر خود شال سبزی بسته بود
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

کِی به زیبائی او گل می رسید
پیش او یوسف خجالت می کشید

دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده اینجا حسین فاطمه؟!

صاحب روز قیامت آمده
گوئیا بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد

گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)
من کجا و دیدن روی حسین (ع)

گفت: آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را

اینکه این جا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد

بارها بر من محبت کرده است
سینه اش را وقف هیئت کرده است

سینه چاک آل زهرا بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است

اسم من راز و نیازش بوده است
تربتم مهر نمازش بوده است

پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید

بهر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من

اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه میشد صورتش بهرم کبود

تا به دنیا بود از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده

قلب او از حب ما لبریز بود
پیش چشمش غیر ما ناچیز بود

با ادب در مجلس ما می نشست
قلب او با روضه ی من می شکست

حرمت ما را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت

اشک او با نام من می شد روان
گریه در روضه نمی دادش امان

بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذر رقیه کرده است

گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا (س) می برم

هرچه باشد او برایم بنده است
او بسوزد، صاحبش شرمنده است

در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی اعدا شود

کشته اشکم، شفیع امتم
شیعیان را مُنجِیَم از درد و غم

گرچه در ظاهر گنه کار است و بد
قلب او بوی محبت میدهد

سختی جان کندن و هول جواب
بس بود بهرش به عنوان عقاب

در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم

آری آری، هرکه پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است

ناگهان بیدار گردیدم زخواب
از خجالت گشته بودم خیس آب

دارم اربابی به این خوبی ولی
می کنم در طاعت او تنبلی؟!

من که قلبم جایگاه عشق اوست
پس چرا با معصیت گردیده دوست؟

من که گِریَم بهر او شام و پگاه
پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟

من که گوشم روضه ی او را شنید
پس چرا شد طالب ساز پلید؟

چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل
جملگی از روی مولایم خجل

شیعه بودن کی شود با ادعا؟
ادعا بس کن اگر مردی بیا

پا بنه در وادی عشق و جنون
حبّ دنیا را ز قلبت کن برون

حبّ دنیا معصیت افزون کند
معصیت قلب ولیّ را خون کند

باش در شادی و غم عبد خدا
کن حسابت را ز بی دینان جدا

قلب مولا را مرنجان ای جوان
تا شوی محبوب رب مهربان

سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند
غافل از واقعه ی روز حسابت نکند

ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی (ع)
آن چنان باش که ارباب جوابت نکند

 

شاعر عزیزاین شعر؛برادر بزرگوارامان

سید امیرحسین حسینی است.


برگرفته شده از: ojeparvaz.blog.ir



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یاد شهید مصطفی احمدی روشن.....

نویسنده :happy autmn
تاریخ:چهارشنبه 27 فروردین 1393-07:19 ب.ظ



نوع مطلب : ❤❤شهدا❤❤ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خواهی نشوی گمراه!؟

نویسنده :happy autmn
تاریخ:چهارشنبه 27 فروردین 1393-07:05 ب.ظ



نوع مطلب : ❤❤رهرو ولایت❤❤ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آقا از هر طرف آقا ست......

نویسنده :happy autmn
تاریخ:چهارشنبه 27 فروردین 1393-07:03 ب.ظ



نوع مطلب : ❤❤رهرو ولایت❤❤ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تــــآجی حجــــآبی

نویسنده :happy autmn
تاریخ:سه شنبه 26 فروردین 1393-11:04 ب.ظ

"یاحی الذی لا یموت"

چـــــ❤ـــــادرم سیاه است.....

دوستش دارم.....

مثل بهـــــــــ✿ـــــــــــار که نو شد....

حجـ
❤ــــآبم را بهتر از پیش نو میکنم.....

بیش از پیش میگیرم...


بیش از پیش حفظ میکنم....

♥حال تجلی آیینه ای....

و یک آسمان مهربانی در تو پیداست...

دختر لطیف و چادری سرزمینم!

مثل گلبرگ....لطیف بمان!!


★☆★☆ تــــــاجی حجـــــابی ★☆★☆

—–-—▒▒▒▒▒▒▒▒▒▒
—–-▒███████████▒
—▒████▒▒▒▒▒▒▒███▒
-▒████▒▒▒▒▒▒▒▒▒███▒……………….▒▒▒▒▒▒
-▒███▒▒▒▒▒███▒▒▒███▒…………..▒██████▒
-▒███▒▒▒▒██████▒▒███▒……….▒██▒▒▒▒██▒
—▒███▒▒▒███████▒▒██▒…….▒███▒▒█▒▒██▒
—–▒███▒▒████████▒██▒…▒███▒▒███▒▒██▒
——–▒██▒▒██████████▒▒███▒▒████▒▒██▒
———▒██▒▒██████████████▒████▒▒██▒
———-▒██▒▒█████████████████▒▒██▒
————▒██▒▒██████████████▒▒██▒
————–▒██▒▒████████████▒▒██▒
—————-▒██▒▒██████████▒▒██▒
—————–▒██▒▒████████▒▒██▒
——————-▒██▒▒██████▒▒██▒
———————▒██▒▒████▒▒██▒
———————-▒██▒▒███▒▒█▒
————————▒██▒▒█▒▒█▒
————————-▒██▒▒▒█▒
—————————▒██▒█▒
—————————♥♥♥♥♥♥
—————————-♥♥♥♥♥
——————————♥♥♥
—————————-—♥♥
———————————♥

پی نوشت:

☂☂☂☂حجآب....چتر امنیت و آرامش
☂☂☂☂



+ خوشحالم میکنید نظر بدین....خودم نوشتم...انتقاد ها و پیشنهاد هاتون خیلی مهمه!

یامهدی(عج)..../.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :17
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...